رفته بودیم #سخنرانی حاج آقا #خوش_وقت.
بعد از سخنرانی دور #حاج_آقا جمع شدیم.

مصطفی پرسید:
حاج آقا!
#ظهور نزدیکه؟

حاج آقا گفت؛
تا شما توی #نطنز چه کار کنید!

مصطفی گفت:
یعنی ظهور ربط به این داره که ما اون جا چه کار می کنیم؟

حاج آقا گفت:
آره!
بالاخره ارتباط داره!
شما برید نطنز کار کنید!
کوتاه نیایید!
یک #ثانیه رو هم از دست ندید!
با چراغ #خدا برید سر کار، با #چراغ خدا هم برگردید!

#بهانه زیاد بود برای این که کار را ول کنیم و برویم!
ولی مصطفی #خواب و خوراک نداشت!
حاج آقا گفته بود که #رهبر چقدر پیگیر بحث #هسته_ای است!

ورد زبانش شده بود:
باید کاری کنیم از #دغدغه های آقا کم بشه!