از امام “ماضی” تا امام “مضارع”
خیلی­ها به دنبال امام گذشته می­گردند و نه حال، دنبال امام حی و حاضر بودن صفت کلیدی حضرت جون است.

تکلیف­گرا بودن جان این اتفاق بزرگ است، از امام علی سراغ امام حسن رفتن و از امام حسن تا امام حسین را پیمودن و با امام حسین همراهی تا پایان خط ویژگی ممتاز حضرت جون است، در به در بودن کوی اهل بیت زیباترین عنوان برای سبک زندگی حضرت جون است.

بسیاری در هر زمانه به بهانه امام ماضی سر خود را از فرمان امام مضارع باز می­کنند و حال آن که حقیقت آن است که در زمان امام حسن، امام حسین، حسین است نه امام، او مأموم است و امام حسن امام او.

هر امام در زمان هر امام دیگری باشد مأموم می­شود. تکلیف در یافتن امام زمان است: «مَن مَاتَ وَ لَم یَعرِف ِامَامَ «زَمَانِه»» ،یافتن امام زمان هر زمان وظیفه هر انسانی است که بنا دارد به مرگ جاهلی نمیرد. مرگ تبلور زندگی است.تجلی تمامِ زندگی در نحوه مرگ انسان‌ها نمود می‌یابد. کسی که به مرگ جاهلی بمیرد یعنی تمام عمر در زندگی جاهلی بوده است و در عصر جاهلیت زیسته است.‌ باید امام زمان را شناخت و با او همراه شد مانند جون که خود را به امام زمانش رساند. رساندن به امام زمان و گوش به فرمان او بودن، حتی پس از شهادت!

اصحاب پس از شهادتشان ـ که در محضر رسول خدا وارد می­شدند ـ آنگاه که فریاد «هل من ناصر» امام زمانشان را شنیدند این پیام را جواب گفتند. برای همین بود که بدن­هایشان تکان خورد وقتی حضرت صدایشان زد و این قصه هنوز قصه جاری و سکه رایج روز است. هنوز عده­ای در ولایت امام قبلی مانده­اند و خط خود را خط او می­دانند، ‌یک عنوان پوششی برای رفع تکلیف و سرباز زدن از امر امام حی. این­ها از امام مضارع فرمان نمی­برند به بهانه امام ماضی و حال آنکه امام مضارع، امامِ امامِ ماضی است.

سید علی اصغر علوی